على محمدى خراسانى
27
شرح منطق مظفر (فارسى)
ب : عقل است كه مدير و مدبّر مجموعهء ادراكات و معلومات حسّى ، خيالى و وهمى ما است . زيرا چهبسا حس انسان در ادراكش خطا كند . مثلا چوبى را كه قسمتى از آن بيرون و قسمتى درون آب حوض است ، شكسته و كج مىبيند ، يا در ابتداى خيابان كه مىايستد آخر خيابان را باريكتر مىبيند . خطاهاى چشم و گوش متجاوز از صدها مورد است . اين عقل است كه با تدبير و ادارهء اين ادراكات ، صحيح آنها را از فاسدشان جدا كرده و از معلومات صحيح آن سه مرحله جهت مقاصد خويش استفاده مىكند . ج : به بركت عقل است كه از مدركات و معلومات جزئيه ، معانى و قواعد كليّه انتزاع مىشود ، مثلا از استقراى چند مورد كه حيوانات هنگام جويدن غذا فك اسفل را مىجنبانند ، به يك نتيجهء كلّى مىرسد كه « كل حيوان يتحرك فكه الاسفل عند المضغ » . يا از آزمايش چند مورد آب كه در فلان درجه از حرارت جوش مىآيد و تبديل به بخار مىشود ، يا در فلان درجه از برودت منجمد مىشود ، به اين نتيجهء كلّى مىرسد كه هر آبى در صد درجه حرارت تبديل به بخار مىشود . بنابراين در استقرا موارد شخصيه و جزئيهاى را مشاهده كرده و خصوصيات فرديهء آنها را از آنها كنده و جدا مىكنيم ، قدر مشترك آنها را در نظر گرفته و به يك كبراى كلّى دست مىيابيم . ( استقرا يكى از فعاليتهاى ذهن است و انشاء اللّه در باب تعريف و توضيح فكر به اين اعمال عجيبوغريب ذهن اشاره خواهيم داشت . ) د : معلومات و مدركات حسّيه ، وهميه و خياليه را با يكديگر مقايسه كرده و از آنها نتايجى مىگيرد و از معلوماتى كه اندوخته ، به مجهولات پىبرده و آنها را به معلوم تبديل مىكند . و مرتّب نتيجهء تازهتر و حكم جديد و معلومات جديدترى را عايد بشريت مىكند . تا هر جا كه عقل بدان دسترسى داشته باشد دخل و تصرّف داشته و تلاش علمى مىكند . اين علم كلّى كه توسط عقل نصيب انسان مىشود عبارت است از علم اكمل و اكمل علوم . ارزش انسان و انسان بودن انسان بهواسطهء عقل و ادراكات عقل نظرى و عملى او است و به خاطر رشد و نمو و تكامل انسان ، اين همه علوم مختلف و فنون گوناگون به رشته تحرير درآمده و پديدار گشته است . امتياز انسانها به علم و عقل است در سايهء عقل است كه اينهمه پيشرفت نصيب بشر شده كه محير العقول است . روزى انسانها در غارها و جنگها مىزيستند و امروزه در كاخهاى